قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى
91
ارشاد الزراعه ( فارسى )
باقلا باقلا كه به عربى جرجر گويند سرد و تر است سرفه و باه را نافع است اما حواس را كند سازد مصلح وى پودنه است . بيت بر باقلى از چرخ بود جور و جفاها * باشد الفش بر سر هر كوچه دوانست رسمى و ميرزائى كه به بغدادى مشهور است . در هر زمين كه زراعت بنمايند آن زمين پاك گردد و قوت يابد و در سال دويم هرچه در آن زمين بكارند ارتفاع آن نيكو باشد و اگر آن زمين را درختستان نمايند همان سال و دويم سال درخت را قوت دهد بواسطه آنكه شاخههاى وى بمنزله انبار است و احتياج بانبار ندارد . در محلى كه باقلا گل كند اگر كسى در ميان آن رود بيم بيمارى است بواسطه آنكه متعفن است و تأثير تمام دارد . محل كاشتن آن سنبله است اما بايد كه ماه در محاق باشد و اصطلاح در آب كردن باقلا آنست كه باقلا را در خاك كش و غير آن مضبوط نموده سه روز آب روان گذارند . چون باقلا را در خاك كش يا جوال نموده در آب گذارند ملاحظه نمايند كه چون سه روز در آب باشد بسيار زياد مىشود و احتمال آن دارد كه خاك كش يا جوال را شكاف نموده تلف شود ، مدعا آنكه در جائى كه ده من كنجد سه من در آب نمايند و زياده در آب ننمايند . غرض كه چون باقلا را از آب بيرون آورند يك نوع كاشتن آن است كه احتياج بشديار ندارد . از عقب عوامل در كشه شديار ، يكيك بذر نمايند